ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
100
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
گفت : خير . بالأخره وارد شد و خليفه از او به گرمى استقبال كرد و در نزديكى خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت اين چند سال از او دريغ داشتهاند به او بدهند . مرد ، از نزد خليفه به سوى خانه حركت كرده ناگاه ديد همان دربان كه نامش « فتح » بود به او مىگويد : به امام هادى - عليه السّلام - بگو آن دعايى را كه براى تو كرده به من نيز ياد بدهد . آن فرد ، بعدا خدمت امام - عليه السّلام - رسيد ، وقتى حضرت چهرهء بشّاش او را مشاهده كرد ، فرمود : خوشحال به نظر مىرسى گويا راضى شدى ؟ گفت : بلى . . . ولى مىگويند شما نزد خليفه نرفتهايد ؟ فرمود : 111 - « انّ اللَّه عوّدنا ان لا نلجأ في المهمّات الّا اليه ، و لا نسأل سواه ، فخفت ان اغيّر فيغيّر ما بى » . يعنى : « خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنيم و از او چيز بطلبيم ، من ترسيدم كه اگر بر طبق وعده عمل نكنم ، او نيز عمل ننمايد » . آن مرد گفت : فتح ( دربان دربار خليفه ) مىگويد : آن دعايى را كه شما بدان دعا كردهايد ، به من بياموزانيد . فرمود : - « انّ الفتح يوالينا بظاهره دون باطنه ، الدّعاء لمن دعا به به شرط ان يوالينا اهل البيت ، لكن هذا الدّعاء كثيرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضى ، و قد سألت اللَّه عزّ و جلّ ان لا يدعو به بعدى احد عند قبرى الّا استجيب له ، و هو » . يعنى : « فتح ، فقط در ظاهر ابراز دوستى ما را مىكند ، اما در باطنش خير . دعا شرط دارد و شرطش دوستى ما اهل بيت است . اما اينكه از دعا پرسيدى ، دعايى است كه من در بسيارى از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را مىطلبم و برآورده مىشود . از خداوند عزيز و جليل ، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم اين دعا را خواند ، اجابت شود و آن دعا اين است : » .